به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






یاعلی

بسم الله الرحمن الرحیم
لطفا در کلمات این متن خوب فکر کنید و از فکر کردن نترسید...و اگر متنی نامفهوم بود آنرا تا آخر بخوانید چونمطالب جوری چیده شده که در آخر به جواب های خود میرسید.. و این متن چون خیلی خلاصه است تمام متن هارا سعی کنید بفهمید چون مطالب بهم مرتبط است و اگر یکی فهمیده نشود دیگری مبهم میشود و حتما این متن را چند بار در چند زمان خاص بخوانید تا چند بعدی که از نظر نویسنده در ان وجود دارد فهمیده شود... )
همان خدایی که بعضی کارهایی را برای به کمال رساندن ما در جهان قرار داده گفته در ذات من نمیتوانید تفکر کنید
همان خدایی که در بد ترین شرایط (مریضی ها .شرایط روحی ...)کمکت میکنه همان خدا گفته عقل شما نمیتونه من رو درک کنه .
همون خدایی که صفات او بینهایت است (نمیتوانیم این صفت را درک کنیم) همان خدایی که علم او بسیار بسیار زیاد است(نمیتوان تصور کرد پس روی ان فکر کنید تا بفهمید هرچه بیشتر فکر میکنید درجه ای بیشتر علم خدارا بیشتر میبینید)و ما به این کوچکی گاهی اوقات اورا زیر سوال میبریم و گاهی بدترین گناهان رو در برابرش انجام میدهیم گفته:( اگر توبه کنید و اگر میدانستید چقدر دوست دارم که به سوی من بیایید ازخوشحالی بدنتان متلاشی میشد)
و این نعمت و لطف بسیار بزرگ(یعنی همین نعمت توبه که بزرگترین گناه هم که کرده باشید میبخشد) را که هرچه فکر کنیم بیشتر به عظمت او پی میبریم و
گفته به سوی من بیایید ولی با این حال ما دوباره دنبال شبهات میرویم و میگوییم چرا خدا یک کافر هم رو مثل مومن اگه توبه کند میبخشد و... (باز از او بهانه میگیریم ... چرا باید بهانه بگیریم؟خداوند مگر مارا اشرف مخلوقات قرار نداده پس چرا کارهایی که بعضی افراد انجام دادند و دیدند سخت نیست و سختی انرا شیطان ایجاد میکند را انجام نمیدهیم تا به کمال برسیم?شاید بپرسید چرا خدا همان اول شیطان را نابود نکرد (پس عدل خدا چه میشود?)
چرا به شناخت خدا نمی پردازیم تا وقتی یک نفر شیهه ای ایجاد کرد به یاد او بیفتیم ...
ولی وقتی ایمانمان قوی شد خدا را فراموش میکنیم و معرفت کسب نمیکنیم و ان وقت کافی است یک شبهه بشنویم تا دوباره خدارا بهدهمین راحتی زیر سوال ببریم .برای اینکه اینطور نشود باید اورا بشناسیم.
این مثال اشتباه است ولی چون عقل  ما نمیتواند اورا درک کنیم نسبت به همین عقل ناقص مطرح میشود (فرض کنیم یک موجود بسیار بسیار... زیبا که بتواند هرچیز بخواهد خلق کند()
و ما اورا خیلی عجیب میبینیم چون نمیتوانیم هیچ یک از صفات گفته شده را درک کنیم صفاتی مثل:(بسیار زیبا بودن.بسیار مهربان.بسیار قدرتمند[این قدرت آیا مارا کوچکترین آزاری داده] . )واینکه خدا وند چرا این کارهارا انجام میدهد درحالی که او با این صفاتش که ما واقعا از علم خبر نداریم باز سوال میکنیم که اگر خداوند میخواست همه چیز سوال شود و بهدجواب برسیم پس چرا مارا خلق کرد? پس معرفت انسانی چه میشود?در حالی که اگر مدیر یک مدرسه بخواهد کاری راکه نمیخواهد دیگران بفهمند را دانش اموزانش انجام مثلا بگوید فردا شما( فلانی) به مدرسه نیاییدو اگر کوچکترین اعتراض و سوالی کنی که چرا این تصمیم را گرفتم اخراج میشوی ...)آن دانش آموز قطعا برای اینکه اخراج نشود فردایش (طبق امر مدیر)با صبر خود و این امید که بعدا دلیلش را خواهد پرسیدبه مدرسه نمی اید . درحالی که از آنطرف مدیر میخواسته آن دانش اموز را امتحان کند که اگر در این امتحان قبول شد فلان جایزه بسیار بزرگ را به او بدهد ضمن اینکه مدیر میدانسته ان دانش اموز بدون اعتراض امر مدیر را انجام میدهد ولی میخواسته شیرینس آنرا بیشتر بچشد...

چرا باید اینوهمه وقت میگذاشتیم روی این متن ها درحالی که خدا از اول گفته دنبال شبهات نروید چون فقط خودتان اذیت میشوید .
خدا میتوانست اصلا نگوید که در ذات من جستجو نکنید ولی خداوند با این حال به ما گفته نروید که اگر رفتیم و سرگردان شدیم در اینده حداقل بفهمیم اشتباهی کردیم و بیاییم ان اشتباه را برطرف کنیم . در صورتی که اگر خدا این را نمیگفت (که در ذات من جستجو نکنید)ما اگر میرفتیم و جستجو میکردیم و سرگردان میشدیم نمیفهمیدیم و در آخرت بازخواست میشدیم(توجه اثر منفی این متن را در نظر بگیرید چون ما برای این اثبات بعضی چیزهایی را گفتیم که اثر منفی میگذارد چون ذهن انسان ناقص استو بعضی اثبات هارا جور دیگر نمیدانستیم یگوییم و این مشکل من است که علمم در همین حد است و بنابراین نیاز به عقل دارد تا ان اثر منفی برطرف شود تا اینکهدان چیزهایی که گقتیم :اگر خدا اینطور یود فلان برسرمان میاورد این ها فرض هایی است که منفیست ولی برای فهموبیشتر انطرف قضیه ذکر شده است)
بنابراین اگر حال بعد دانستن ایندچیز ها یی که ذکر شد اعتقادمان حتی اندکی قویتر شده و میتواند مارا نسبت به خدا از قبل خوش بین تر کندپس باید از ان محافظت کنیم چون شیاطین زیادند و نگذارید تجربه شود (اینکه انها با بعضی روش ها همین افکارمان را هم باز برگردانند)
بنابراین اگر کار و زندگی هم داریم اول( با مد نظر قرار دادن اینکه زندگی بینهایتی در پیش داریم بنابراین این دنیا محل کاشت است)باید برویم خدا را بشناسیم چون تا گرم هستیم و خدادرا قبول کردیم با همین حال که قبول داریم به شناخت او بپردازیم(مثل بعضی مباحث درسی)وگرنه اگر مدتی فاصله بیفتد بین اینگه اعتقاد مان نسبت به وجود خدا تایید شده با کسب معرفت, خدا را نمیتوانیم بشناسیم چون دوباره ریشه راقطع کردیم پس چحور بقیه راه را برویم?



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

روز مبارزه با تروریسم

 

شهادت رجایی و باهنر

«شهیدان عزیزمان مرحوم آقای رجایی و مرحوم آقای باهنر، حقیقتاً دو نمونه برجسته از یاران انقلاب و امام بودند. وقتی که اسم شهید رجایی و شهید باهنر می‌آید، مردم در ذهنشان نیست که فقط از دو شهید تجلیل می‌کنیم، می‌فهمند که یک جریان فکری و عملی و انقلابی است که مورد تجلیل قرار می‌گیرد(مقام معظم رهبری)».

شخصیت‌های تاریخ‌ساز، چه در زمان حیات و چه پس از مرگ، همواره زنده‌اند و بی‌تردید الگو و سرمشق برای دیگران به شمار می‌روند. دو تن از چهره‌های مؤثر و همیشه زنده انقلاب اسلامی، شهیدان محمدعلی رجایی و محمد جواد باهنرند که در لحظه‌های بحرانی مملکت و در مسیر تلاش برای اجرای عدالت، با جنایت شقی‌ترین شقی‌ها و خون‌خوارترین منافقین تاریخ، شهید شدند.

به فاصله دو ماه پس از فاجعه هفتم تیر، ‌دومین توطئه خونین ایادی استکبار این‌گونه رقم خورد که در ساعت سه بعد از ظهر هشتم شهریور و در هنگام جلسه رییس جمهور و نخست‌وزیر، دفتر نخست‌وزیری را در خیابان پاستور منفجر کردند.

امام امت به مناسبت شهادت این عزیزان، پیامی صادر فرمودند که در بخشی از آن چنین آمده است: «در عین حالی که مصایب اینها مشکل است برای ما، لیکن کشور ما و ملت ما با تمام قدرت ایستاده‌اند تا همچون شهدایی تقدیم کنند».

شهید بزرگوار دکتر باهنر در کنار تحصیل علوم و همت و تلاش خستگی‌ناپذیر در پیشرفت تحصیلی، در زمینه کسب کمالات اخلاقی و اتّصاف به اخلاق حسنه اسلامی، ‌مجاهدات و مراقبت‌هایی را مبذول می‌داشت.

در این زمینه گفتار مقام‌معظم رهبری بسیار گویاست: ایشان خصوصیات اخلاقی داشت که نظیر آن را ما خیلی کم داریم،‌ مرحوم شهید مطهری و بیش از ایشان شهید بهشتی بسیار شیفته خصوصیات اخلاقی دکتر باهنر بودند، مهم‌ترین ِخصوصیات ایشان این بود که کار زیاد و مفید و جمع و جور را بدون هیچ‌گونه تظاهر و هیجان ظاهری انجام می‌داد، مردی عمیق، صبور و بردبار، کم‌حرف، متین، پرکار، جدّی، صمیمی، صدیق و باصفا بود. ایشان در نوشتن خوش‌ذوق، ادیب و دارای نوشته‌ای آهنگین و زیبا بود و به هر حال یک انسان کم‌نظیر و برجسته بود».

شهید رجایی در خصوصياتي نظير صبر، متانت، عشق خدمت، سخت كوشي و خستگي ناپذيري، ايمان واقعي و اخلاص، عدالت طلبي و مبارزه با فساد،جديت، پاك دامني، صداقت و صراحت،صدق و صفا، توجه به محرومان و... زبان زد خاص و عام بود. با شاگردانش خیلی صمیمی بود. اگر از آنان لغزشی می‌دید، معمولاً نه با آنان تندی می‌نمود و نه آنان را از کلاس بیرون می‌کرد،‌بلکه غیرمستقیم بی‌آنکه به شخصیت کسی لطمه وارد آید شخص خاطی را آگاه و ادب می‌کرد. به طور معمول آغاز تدریس شهید رجایی در کلاس همراه با شادابی بود. او با ذکر یک حدیث درس را شروع می‌کرد، ‌وی اول زمینه لازم را برای تمرکز فکری دانش‌آموزان فراهم می‌ساخت، سپس مفهوم هر درس را با مثال‌های عینی و ملموسِ اجتماعی در ذهن شاگردان جا می‌انداخت.

اصولاً شهید رجایی را باید یکی از شکنجه‌دیده‌های نادر تاریخ نامید! مردی که بیش از هجده ماه در سلول‌های تاریک، مورد سخت‌ترین شکنجه‌ها قرار ‌گرفت،‌او را ساعت‌ها به صورت وارونه بر نرده‌ها می‌بستند و شلّاق می‌زدند. آرزوی گفتن آهی و یا اقرار مطلبی از سوی آن شهید بر دل دژخیمان باقی ماند. یکی از علما می‌فرمود: ‌شهید رجایی با سادگی، تواضع و روحیه مردمی خویش در دوران کوتاه نخست‌وزیری و ریاست جمهوری، چنان افتخاری آفریده که پس از گذشت چهارده قرن از صدر اسلام، دوران پیامبر(ص) و حکومت حضرت علی(ع) اگر بخواهیم الگویی برای حکومت اسلامی در جهان معاصر ارائه بدهیم تنها سند، دولت کریمه شهید رجایی است(2).

شهادت رجایی و باهنر

«شهیدان عزیزمان مرحوم آقای رجایی و مرحوم آقای باهنر، حقیقتاً دو نمونه برجسته از یاران انقلاب و امام بودند. وقتی که اسم شهید رجایی و شهید باهنر می‌آید، مردم در ذهنشان نیست که فقط از دو شهید تجلیل می‌کنیم، می‌فهمند که یک جریان فکری و عملی و انقلابی است که مورد تجلیل قرار می‌گیرد(مقام معظم رهبری)».

شخصیت‌های تاریخ‌ساز، چه در زمان حیات و چه پس از مرگ، همواره زنده‌اند و بی‌تردید الگو و سرمشق برای دیگران به شمار می‌روند. دو تن از چهره‌های مؤثر و همیشه زنده انقلاب اسلامی، شهیدان محمدعلی رجایی و محمد جواد باهنرند که در لحظه‌های بحرانی مملکت و در مسیر تلاش برای اجرای عدالت، با جنایت شقی‌ترین شقی‌ها و خون‌خوارترین منافقین تاریخ، شهید شدند.

به فاصله دو ماه پس از فاجعه هفتم تیر، ‌دومین توطئه خونین ایادی استکبار این‌گونه رقم خورد که در ساعت سه بعد از ظهر هشتم شهریور و در هنگام جلسه رییس جمهور و نخست‌وزیر، دفتر نخست‌وزیری را در خیابان پاستور منفجر کردند.

امام امت به مناسبت شهادت این عزیزان، پیامی صادر فرمودند که در بخشی از آن چنین آمده است: «در عین حالی که مصایب اینها مشکل است برای ما، لیکن کشور ما و ملت ما با تمام قدرت ایستاده‌اند تا همچون شهدایی تقدیم کنند».

شهید بزرگوار دکتر باهنر در کنار تحصیل علوم و همت و تلاش خستگی‌ناپذیر در پیشرفت تحصیلی، در زمینه کسب کمالات اخلاقی و اتّصاف به اخلاق حسنه اسلامی، ‌مجاهدات و مراقبت‌هایی را مبذول می‌داشت.

در این زمینه گفتار مقام‌معظم رهبری بسیار گویاست: ایشان خصوصیات اخلاقی داشت که نظیر آن را ما خیلی کم داریم،‌ مرحوم شهید مطهری و بیش از ایشان شهید بهشتی بسیار شیفته خصوصیات اخلاقی دکتر باهنر بودند، مهم‌ترین ِخصوصیات ایشان این بود که کار زیاد و مفید و جمع و جور را بدون هیچ‌گونه تظاهر و هیجان ظاهری انجام می‌داد، مردی عمیق، صبور و بردبار، کم‌حرف، متین، پرکار، جدّی، صمیمی، صدیق و باصفا بود. ایشان در نوشتن خوش‌ذوق، ادیب و دارای نوشته‌ای آهنگین و زیبا بود و به هر حال یک انسان کم‌نظیر و برجسته بود».

شهید رجایی در خصوصياتي نظير صبر، متانت، عشق خدمت، سخت كوشي و خستگي ناپذيري، ايمان واقعي و اخلاص، عدالت طلبي و مبارزه با فساد،جديت، پاك دامني، صداقت و صراحت،صدق و صفا، توجه به محرومان و... زبان زد خاص و عام بود. با شاگردانش خیلی صمیمی بود. اگر از آنان لغزشی می‌دید، معمولاً نه با آنان تندی می‌نمود و نه آنان را از کلاس بیرون می‌کرد،‌بلکه غیرمستقیم بی‌آنکه به شخصیت کسی لطمه وارد آید شخص خاطی را آگاه و ادب می‌کرد. به طور معمول آغاز تدریس شهید رجایی در کلاس همراه با شادابی بود. او با ذکر یک حدیث درس را شروع می‌کرد، ‌وی اول زمینه لازم را برای تمرکز فکری دانش‌آموزان فراهم می‌ساخت، سپس مفهوم هر درس را با مثال‌های عینی و ملموسِ اجتماعی در ذهن شاگردان جا می‌انداخت.

اصولاً شهید رجایی را باید یکی از شکنجه‌دیده‌های نادر تاریخ نامید! مردی که بیش از هجده ماه در سلول‌های تاریک، مورد سخت‌ترین شکنجه‌ها قرار ‌گرفت،‌او را ساعت‌ها به صورت وارونه بر نرده‌ها می‌بستند و شلّاق می‌زدند. آرزوی گفتن آهی و یا اقرار مطلبی از سوی آن شهید بر دل دژخیمان باقی ماند. یکی از علما می‌فرمود: ‌شهید رجایی با سادگی، تواضع و روحیه مردمی خویش در دوران کوتاه نخست‌وزیری و ریاست جمهوری، چنان افتخاری آفریده که پس از گذشت چهارده قرن از صدر اسلام، دوران پیامبر(ص) و حکومت حضرت علی(ع) اگر بخواهیم الگویی برای حکومت اسلامی در جهان معاصر ارائه بدهیم تنها سند، دولت کریمه شهید رجایی است(2).

روز هشتم شهریور كه درتقویم كشورمان روز مبارزه با تروریسم نام دارد، مصادف است با عملیات كم سابقه تروریستی نسبت  به مقامات ارشد كشورمان در سال 1360 كه به شهادت رییس جمهور و نخست وزیر كشورمان و تنی چند از همراهان آنهاانجامید.  این اقدام تروریستی كه به دست عوامل ضد انقلاب وابسته به گروه های جاسوسی و اطلاعاتی غرب و با هدف مقابله با اراده انقلابی ملت ایران و فروپاشی نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران انجام شد ، در میان سایر عملیات های تروریستی به دلیل شهادت نفرات اول و دوم دستگاه اجرایی یك كشور كاملا بی سابقه به شمار می آید.

تروریسم، از اساسی ترین معضلات جامعه جهانی و خطرناک ترین تهدیدها بر ضد حقوق ملت ها و ثبات بین المللی است. در طول تاریخ، به ویژه یک صد سال اخیر، تروریسم، ریشه مهم ترین تهدیدها بر ضد صلح و امنیت جهانی بوده است.

وضعیت دردآور و فاجعه آمیز بیشتر ملت ها و کشورهایی که در آتش جنگ و خون ریزی می سوزند و از آوارگی و فقر رنج می برند، معلول اغراض سلطه گرانه و تروریستی است. عمر ترور و تروریسم به قدمت بشریت است. تروریسم به همه اعصار، همه قاره ها و همه آیین ها تعلق دارد و نمی توان پدیده آشکار اضطراب و حس ناامنی در برابر دشمن نامرئی را که بر همه جا چنگ انداخته نادیده گرفت؛ گرچه می توان پیشینه تروریسم را به دوران جنگ سرد و رقابت میان دو ابرقدرت شرق و غرب برای ضربه زدن به دیگری نسبت داد.  واقعیت این است که اسلام، خود، بزرگ ترین قربانی تروریسم است. پیشوایان معصوم علیهم السلام همگی به دست حکومت های ستمگر ترور شدند و شربت شهادت نوشیدند.

نمونه روشن آن، مولای متقیان حضرت علی علیه السلام است که به دست ناپاک ترین دشمنان انسانیت ترور شد.

اسلام اگرچه مبارزه بر ضد طاغوت های زمان، ستمگری و استعمار را محترم می شمارد و دفاع از مظلومان در برابر ظالمان و قدرت های سلطه گر را جهاد می داند، در مقابل، کشتن یک فرد بی گناه را به منزله کشتن تمام انسان ها دانسته است. امریکایی ها به مدت دو دهه سازمان تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) را زیر چتر حمایت مالی، سیاسی و تبلیغی خود قرار دادند و از جنایت های تروریستی آنان بر ضد مردم جمهوری اسلامی ایران حمایت کردند.

پدیده تروریسم، موضوعی است که برای ما ایرانیان که از قربانیان آن هستیم، آشناست. سازمان تروریستی منافقین که از حمایت های مالی سیاسی وتبلیغی برخی از دولت های مخالف نظام نو پای ایران بهره می برد با شیوه قهرآمیز و ترورهای فراوان، درصدد حذف فیزیکی عناصر کار آمد و طراحان نظام بر آمد تا با ایجاد خلأهای جدی در ارکان حساس کشور، ضربه‏ای اساسی به جمهوی اسلامی ایران وارد آورد شهدای محراب، شهدای هفتم تیر و هشتم شهریور، شهیدانی چون لاجوردی، قرنی و صیاد شیرازی، از جمله قربانیان تروریسم بودند که به دست منافقان به شهادت رسیدند.

در این راستا، هشتم شهریور، سالروز شهادت مظلومانه شهیدان باهنر و رجایی، «روز مبارزه با تروریسم» نام گذاری شده است.استکبار جهانی در برابر این فعالیت های تروریستی، نه تنها هیچ واکنشی از خود نشان نداد، بلکه از آن حمایت می کرد.

پایه‏های اسلام ناب در رحمت، مهربانی، پرهیز از سنگدلی، بخشایش و گذشت است و این دین الهی، هرگز قتل پنهانی و بدون محاکمه و حکم قضایی را تأیید نمی‏کند. در واقع اسلام با کشتن انسان‏ها به غیر از حق، سرناسازگاری دارد و با آن مخالف است.

اسلام همواره در جست و جوي امنيت و سعادت بشر بوده است. از اين رو، يكي از وظايف مهم يك حكومت اسلامي را برقراري امنيت و حفظ جان و مال مسلمانان و غير مسلماناني مي داند كه در پناه حكومت اسلامي بر اساس قرارداد ذمه يا امان زندگي مي كنند. ملت ایران، همیشه در راستای ایجاد صلح، دوستی و امنیت در جهان تلاش کرده و معتقد است آزادی، صلح و امنیت حق هر انسانی است و باید ریشه تروریسم را خشکاند.

جمهوري اسلامي ايران كه هيچ گاه از ضربه هاي جبران ناپذير تروريسم در امان نبوده، از سال هاي نخست طلوع خورشيد انقلاب تا كنون،هميشه با ترور و تروريست مخالف بوده و به مبارزه با آن پرداخته است.

دولت جمهوري اسلامي ايران در 28 آبان 1382 لايحه مبارزه با تروريسم را تصويب كرد. بر اساس اين لايحه، تهديد به ارتكاب يا جرايم و اقدامات خشونت آميز از راه به وحشت افكندن مردم، براي تأثيرگذاري بر خط مشي، تصميمات و اقدامات جمهوري اسلامي ايران، ساير كشورها و سازمان هاي بين الدولي، جرم تروريستي محسوب مي شود. در اين لايحه، هم چنين مقرر شده كه براي پي گيري اجراي اين قانون و هماهنگي هاي لازم ميان دستگاه هاي ذي ربط، كميته ملي ضد تروريسم با شركت دستگاه هاي مربوط تشكيل شود.

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

روز دحو الارض

حقیقت دحو الارض

«دَحو» به معنای گسترش است و بعضی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش تفسیر کرده اند. منظور از دحوالارض) گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب های حاصل از باران های سیلابیِ نخستین فراگرفته بود. این آب ها، به تدریج در گودال های زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده تر شدند. از طرف دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی ها و بلندی ها یا شیب های تند و غیرقابل سکونت بود. بعدها باران های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره ها گستردند. اندک اندک زمین هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع به وجود آمد. مجموع این گسترده شدن، دَحو الارض نام گذاری می شود.

فضیلت روز دحو الارض

روز بیست و پنجم ذیقعده، هم زمان با دحوالارض یعنی گسترش یافتن زمین است. در شب این روز نیز بر اساس روایتی از امام هشتم علیه السلام حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علیهما السلام به دنیا آمده اند. همچنین این روز به عنوان روز قیام امام زمان مهدی موعود (عج) معرفی شده است. نیز روز دحوالارض، جزء چهار روز معروفی است که روزه آن پاداش فراوان داشته و ثواب هفتاد سال روزه گرفتن دارد.

دحو الارض در قرآن

به گفته مفسّرین، ایه شریفه «وَالْاَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحیها؛ و زمین را بعد از آن با غلتانیدن گسترش داد» (نازعات:30) اشاره به دحوالارض دارد و «منظور از آن نیز این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب های حاصل از باران های سیلابی نخستین فراگرفته بود. این آب ها به تدریج در گودال های زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده تر شدند تا به وضع فعلی درآمدند.» و نخستین برآمدگی نیز که آشکار شد، کعبه بوده است.

در این باره در ایه دیگری به بیانی دیگر می خوانیم: «وَ هُوَ الَّذی مَدَّ الْاَرْضَ؛ و اوست کسی که زمین را گسترش داد». (رعد: 3)

در تفسیر این آیه نیز آمده است:

«خداوند زمین را به گونه ای گسترد که برای زندگی انسان و پرورش گیاهان و جانداران آماده باشد؛ گودال ها و سراشیبی های تند و خطرناک را به وسیله فرسایش کوه ها و تبدیل سنگ ها به خاک پر کرد و آنها را مسطح و قابل زندگی ساخت؛ درحالی که چین خوردگی های نخستین آن، به گونه ای بودند که اجازه زندگی به انسان را نمی دادند»

بنای آسمان و گسترش زمین(دحوالارض) در قرآن

خلقت زمین و آسمان [تفسیر آیات 9 - 12 سوره فصلت]

برنامه های معنوی و اعمال مخصوص شب و روز دحو الارض

زمین، گاهواره زندگی انسان و تمام موجوداتِ زنده است، که با تمام کوه ها، دریاها، درّه ها، جنگل ها، چشمه ها، رودخانه ها، معادن و منابع گران بهایش، نشانه ای از نشانه های آفریدگار به شمار می آید که آن را گسترانیده است. روز دحو الارض روز گسترش زمین روز بسیار مبارکی است و آداب و اعمال ویژه ای دارد: از جمله:

روز دحوالارض از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه گرفتن، ممتاز است و در روایتی آمده است که روزه اش مثل روزه هفتاد سال است؛ و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است و هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از برای او عبادت صد سال نوشته شود؛ و هر چه در میان آسمان و زمین وجود دارد برای کسی که در این روز روزه دار باشد استغفار می کنند. و این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر گردیده و از برای عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیاری است و از برای این روز به غیر از روزه و عبادت و ذکر خدا و غسل دو عمل وارد است.

قطعه های ادبی

خدایا، در این روز دلم را دریاب! موج های فتنه و هوا و هوس، سرزمین دلم را دربرگرفته است و در تلاطمی سخت، هر یک دیگری را چونان شتران، بر هر سو روان می سازد.

الهی، دلم را کعبه خود گردان و به نور ایمانت محکم کن؛ آنچنان که هیجان هر موجی در تماس با سینه ام فرو نشیند و احساسم چون اسب مهار شده، رام گردد.

پروردگارا! آن گونه که در این روز خشکی های زمین را در دل امواج گستردی و توفان آب های سرکش را از کبر و غرور و سرکشی بازداشتی، از کعبه دلم، زیبایی های فضایل را بگستر تا طوفان سرکش و طغیان نفسم را مهار کند و کوه های سخت و مرتفع عدالت را بر دوش خود حمل کند؛ چشمه های حکمت و سخاوت از فراز کوه ها بجوشد و دره های آن از معادن گران سنگ عفاف پوشیده شود و با قله ها و صخره های شجاعت، از لرزش و اضطراب بازماند.

معبودا!

در این روز، مرا برای طواف خودت در خانه و کعبه دلم محرم ساز! ( اشارات، شماره 103)

روز دحو الأرض

آفرینش (زمین)

شروع خلقت از نقطه ای به بلندای رستگاری

 

منبع : http://www.hawzah.net/



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است